تبلیغات
هیأت مذهبی، فرهنگی علمدار کربلا شهرستان خدابنده - مطالب هفته چهارم مهر 1391
 
هیأت مذهبی، فرهنگی علمدار کربلا شهرستان خدابنده
مطالب وبلاگ هر هفته یک یا دو بار به روز رسانی می شود !
درباره وبلاگ


این وبلاگ شامل شامل :
اطلاعات کامل از برنامه ها ، مراسمات و اهداف هیئت
و همچنین برخی از مطالب و ... فرهنگی، سیاسی ، و اجتماعی می باشد

آدرس سایت هیئت:
www.a82.ir

مدیر وبلاگ : دست به قلم
 
 
آیت‌الله بهجت می‌گفت: اگر من در عمرم ۵۰ سال مراسم عزداری برای امام حسین (ع) گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید.
پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۸
جوان آنلاین:  آیت‌الله بهجت می‌گفت: اگر من در عمرم ۵۰ سال مراسم عزداری برای امام حسین (ع) گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید.

 به مناسبت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه‌السلام، گفت‌وگوی مشروحی با حجت‌الاسلام والمسلمین علی بهجت درباره دیدگا‌ه‌های حضرت آیت الله بهجت درباره امام حسین و عزاداری انجام شده است.

به مناسبت فرا رسیدن ایام اربعین حسینی، گزیده‌ و مطالب مهم این گفت‌وگو از زبان حجت‌الاسلام علی بهجت تقدیم مخاطبان گرامی می‌‌شود.

خداوند هرگز از سه چیز نمی‌گذرد

پدرم بارها می‌‌گفت: خداوند هرگز از سه چیز نمی گذرد؛ یکی شرک، دوم خون انسانها و سومی آبرو و عزت یک انسان است.

هیچ کس حق ندارد عزت یک انسان را از او بگیرد. یزید می‌خواست عزت امام حسین (ع) را از او بگیرد و ایشان فرمود هرگز ذلت را نمی‌پذیرم.

عالم در مقابل اهل بیت، ارزشی ندارد

به گزارش فارس پدرم می‌فرمود: با آن همه کمالات و مقامات که اهل بیت(ع) دارند، تمام عالم هیچ نسبتی با آنها ندارد و اصلا عالم در مقابل آنها ارزشی ندارد. خدا می‌داند چه عظمتی دارند و در عالم چه خبر است. حیف است که در عالم یک نفر آدم عادی از آنها عزیزتر زندگی کند.

همه مصائب امام حسین (ع) به اختیار خودشان بود

می‌گفتند: حضرت سیدالشهدا (ع) با اختیار خود آن‌همه مصائب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود. زیرا در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه می‌شد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کن و یا لقاءالله را و ایشان در کمال اختیار، انتخاب کرد.

آیت‌الله بهجت می‌فرمود سیدالشهدا (ع) لقاءالله و وصال عاشق به معشوق را انتخاب کرده بود و با اختیار خود آن مقامات عالیه را طی کرد. کسانی که همراه ایشان ماندند هم از مخلصان واقعی بودند.

کار امام حسین (ع) شاهکار خلقت است

پدرم می‌گفت آنها معاهده و پیمان اساسی را که با خدا داشتند، انجام دادند. آنها پای آرمان خویش ایستادند و جان دادند. کار امام حسین (ع) شاهکار خلقت است. کار به این عظیمی را فقط ایشان انجام داده است. شاید دیگران هر کدام یک خصوصیت را داشته‌‌اند اما جمع بین همه اینها را فقط یک نفر دارد و آن اباعبدالله (ع) است.

تأکید آیت‌الله بهجت بر شش گوشه ساختن ضریح جدید اباعبدلله (ع)

هیئت امنای ساخت ضریح به دیدن آیت‌الله بهجت آمدند و اصرار داشتند که چون ضریح قبلی را شش امامی‌‌ها ساخته‌‌اند، به شکل شش گوشه ساخته‌ شده است و حالا ما این ضریح را بزرگتر کنیم و چهار گوشه بسازیم. آیت‌الله بهجت فرمود که نه همان شش گوشه باشد که هیئت امنای آن، در جزوه‌‌شان نوشتند که به دستور ایشان همان شش گوشه ساخته شود.

گریه بر سیدالشهدا (ع) افضل مستحبات و از نماز شب بالاتر است

پدرم گریه بر سیدالشهدا علیه‌السلام را افضل مستحبات و حتی از نماز شب بالاتر می‌دانست. ایشان می‌گفت این حرف چیست که می‌گویند گریه یعنی چه؟ خیلی از انبیاء از خوف خدا بکاء داشته‌اند. آیا از شوق لقاء خدا بکاء نداشتند؟ گریه از شوق رسیدن به معشوق حقیقی عالم داشته‌اند.

خود انبیاء برای امام حسین (ع) گریه می‌کردند. آنها وقتی عظمت کار امام حسین (ع) را درک کردند، اشکشان جاری شد و توسل پیدا کردند. این مسئله، تک بودن و عظمت کار امام حسین (ع) را نشان می‌دهد.

پدرم می‌گفت: خیال می‌کنم گریه بر سیدالشهدا (ع) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (ع) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب!

گریه، اذن دخول و محرم شدن انسان است

پدرم می‌گفت: گریه، رابطه انسان با آن طرف عالم است. گریه، واسطه و رابطه است. وقتی که می‌خواهید وارد حرمی شوید و پا به حریمی بگذارید، طلب اجازه می‌کنید و اذن دخول می‌گیرید. می‌گویید یا خداوند وارد شوم؟ یا پیامبر وارد شوم؟ یا امام وارد شوم؟ در روایت است که اگر برای اذن دخول زیارت امام حسین (ع) اشک از چشمت جاری شد، بدان اجازه داده شده است.

پس این اشک رابطه انسان با ماوراء است. این اشک یک نشانه است. یک رمز است. فقط یک اتفاق فیزیکی نیست.

پدرم تأکید داشت خود گریه یک اذن و اجازه است. مثل چراغی است که روشن می‌شود و برای تو نشانه است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند. این عین عبارت آقاست.

آیت‌الله بهجت، ۵۰ سال هر هفته مراسم داشتند و خودشان جلوی در می‌نشستند

مسئله روضه اباعبدلله (ع) اینقدر برای آیت‌الله بهجت مهم بود که حدود ۴۰، ۵۰ سال هرهفته مجلس داشتند و ایشان حاضر نبود به این سادگی این کار را ترک کند. حتی در حال مریضی اصرار داشت که این مجلس باید برقرار شود و اصرار داشت که خودش باید حضور داشته باشد. خیلی برایش مهم بود که از اول مجلس حضور داشته باشد.

سالها این مجلس روضه در منزل ایشان بود و پدرم درها را باز می‌کرد و خودش دم در می‌نشست و برای هرکسی که وارد می‌شد، احترام می‌کرد. هیچ وقت اینگونه نبود که برای شخصیت خاصی بلند شود و برای همه این احترام را قائل می‌شد.

استاد آیت‌الله بهجت پای سماور می‌نشست و در روضه سیدالشهدا علیه‌السلام چای می‌داد

ایشان می‌گفت: استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی (آیت الله کمپانی اصفهانی) که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه ابا عبدالله (ع) پای سماور می‌نشست و چای می‌داد.

هر مجلسی برای هر امامی برگزار می‌کنید آخرش با امام حسین (ع) تمام کنید

مطلب دیگری که پدرم در این روضه‌ها بر آن اصرار داشت این بود که مجلس به مناسبت هر امامی که برگزار شده بود، باید آخرش به امام حسین (ع) ختم می‌شد.

ایشان تأکید می‌کرد امام حسین (ع) منشأ همه اینهاست و اینقدر بزرگ است که همه اینها به او متوسل می‌شدند. نه تنها امامان، بلکه قبل‌تر از آن پیامبران نیز به ایشان متوسل می‌شدند.

این توسلات انسان را خدایی می‌کند

سفارش پدرم همیشه این بود که خدا می‌داند این توسلات برای انسان چه می‌کند. این توسل برای انسان یک ارتباط است. چطور وقتی یک لامپ را به برق وصل می‌کنیم، نور می‌دهد. انسان اگر به اینها متوسل شود، اسباب وصل می‌شود.

انسان وقتی به آنها متصل شود، انگار به خدا متصل شده است. این توسلات انسان را خدایی می‌کند. نظر ایشان این بود که انسان هرچه می‌تواند در این زمینه کم نگذارد. لذا خود ایشان با آخرین توانش می‌آمد.

وصیت‌نامه آیت الله بهجت درباره عزاداری برای امام حسین (ع)

ایشان در وصیت‌نامه خود ذکر کردند که بعد از من از ثلث مانده‌هایم، مجلس عزا و روضه سید‌الشهدا (ع) را اقامه کنید.

ایشان می‌گفت اگر من در عمرم ۵۰ سال مراسم گرفتم، کم است و بعد از من شما باز هم برایم مراسم روضه اباعبدلله (ع) را بگیرید.

زیارت عاشورا را هر روز با صد لعن و صد سلام می‌خواند

آیت‌الله بهجت هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خواند و بارها می‌گفت: آقایی از خدا خواسته بود تا زیارت عاشورایش هیچ روزی ترک نشود حتی در روز مرگش. ایشان نمی‌گفت که این درخواست خود من است. در حالیکه ما می‌دیدم خودش هر روز این کار را می‌کرد.

ایشان روز یکشنبه رحلت کرد. یک روز قبلش که شنبه بود، دیدم ایشان مشغول خواندن زیارت عاشورا شده بود و هنگامی که برای رفتن به درس جلوی در ایستاده بود، صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌شمرد. آن روز از همه روزها سرحال‌‌تر بود.

شرکت در مجالس روضه سیدالشهدا (ع) تعظیم شعائر است

یکی از کارهای ایشان این بود که در مراسم مختلفی که برای اباعبدلله (ع) گرفته می‌شد، به اندازه توانشان شرکت می‌کردند. از زمان قدیم که من بچه بودم، ایشان به شرکت در این مجالس التزام داشت. شرکت در مجالس این بزرگواران را عظمت بخشیدن به یاد و نام آنها می‌دانست.

لذا می‌گفت شرکت در این مجالس تعظیم شعائر است. ما باید به شعائر خود عظمت بخشیده و عزیز نگه داریم و برایمان مهم باشد و به آنها اعتنا کنیم و برایشان وقت بگذاریم و عمر عزیز خود را صرف آن کنیم.

این روزها لبخند هم نمی‌زد

مطلب دیگر اینکه خنده ایشان اصولا صدا نداشت و همیشه در حد یک لبخند بود. اما در این روزها ایشان اصلا همان لبخند را هم نداشت و پیوسته گرفته بود و به یاد امام حسین (ع) در حزن بود و می‌گفت: همین به یاد آنها بودن را فقط خدا می‌داند چقدر اجر دارد.

در مجالس، ‌برتری‌ها و امتیازات اهل بیت (ع) را بگویید

ایشان اصرار داشت وقتی مجلس می‌گیرید، برتری‌ها و امتیازات اهل بیت (ع) را بگویید. فضائل و مناقب این حضرات را بگویید و نسبت به این قضیه ابراز احساسات کنید. حتی اگر گریه و اشک شما نمی‌آید، حالت گریه به خود بگیرید و در حال حزن باشید. تباکی کنید.

شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان محبت ذی‌القربی و اجر رسالت پیامبر (ص) است

آیت‌الله بهجت همیشه می‌گفت شرکت در مجالس سیدالشهدا (ع) محبت به ذی‌القربای پیامبر (ص) است. در آیه قرآن است که شما به ذی‌القربای پیامبرتان محبت کنید. پیامبر (ص) فرمود من پیامبر شما بودم و از شما چیزی نمی‌خواهم و اجر و مزدی جز محبت به نزدیکانم نمی‌خواهم.

پدرم می‌گفت شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان ابراز عشق و محبت است. همان دوستی و محبت ذی‌القرباست که خداوند دستور داده است. این شرکت در مراسم اجر رسالت پیامبر (ص) است. شما به این نیت برو و به خدا بگو تو گفتی و من هم آمدم. من همان محبتی را که تو می‌خواهی انجام می‌دهم.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

وقتی شیطان سواری می‌گیرد

ولایت شیطان

داستانک:

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می‌خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده‌ام می گیرد»

پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»

گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می‌زند.»

پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟»

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز ".

 

سوارکاری به سبک شیطان

آنچه در صدر نوشتار حاضر خواندید اگرچه یک داستان کوتاه خیالی است اما حکایت از یک امر واقعی دارد و آن اینکه شیطان که گاهی نفس چموش و سرکش آدمی را می‌‌جهاند خود البته سوارکار ماهری است و از گرده‌ی مردم سواری می‌گیرد؛ این را من نمی‌گویم که صادق مصدق در کتاب آفتاب آفرینش می‌گوید؛ آنجا که می‌فرماید:

قَالَ أَرَأَیتَكَ هَذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَی لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیتَهُ إِلَّا قَلِیلًا(الإسراء/62)

(سپس) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‌ای (به چه دلیل بوده است؟) اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت!»

اما چه کسانی به شیطان سواری می‌دهند؟

كسانی كه ولایت شیطان را پذیرفتند، و دست رفاقت به سوی او داز کرده‌اند. تعبیر قرآن درباره ایشان چنین است:

إنَّما سُلطانُهُ عَلَی الَّذینَ یَتَوَلَّونَهُ والَّذینَ هُم بِهِ مُشرِكون.

تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی خود برگزیده‌اند، و نها که نسبت به او [= خدا] شرک می‌ورزند (و فرمان شیطان را به جای فرمان خدا، گردن می‌نهند).

در جایی دیگر "خداوند در باره كسانی كه تحت ولایت شیطان‏اند فرمود: (كُتب علیه أنه من تولاه فأنه یضلّه و یهدیه إلی عذاب السعیر)[1] كار شیطان این است كه زمام افراد تحت ولایت خود را می‏گیرد و او را تا جهنم هدایت می‏كند، چنانكه شیطان فرزندان آدم (علیه السلام) را تهدید به احتناك می‏كند. به خدای سبحان عرض كرد: آدم را كه بر من گرامی‏داشتی، (لأحتنكنّ ذریّته)[2] همان طور كه زمامدار اسب، زمام یا حنك یا افسار اسب را به دست می‏گیرد و بر او سوار می‏شود و به هر جا بخواهد، راهنمایی می‏كند، شیطان هم تبهكار را احتناك می‏كند و به گردنش افسارزده بر او سوار می‏شود یا بر او بار می‏نهد تا آن را به مقصد برساند. (3)

همان‏گونه كه سواركارِ مسلّط، افسار را در حَنَك اسب می‏گذارد، در نتیجه آن را در اختیار خود می‏گیرد و به هر جا و هرگونه بخواهد اسب را می‏راند، شیطان نیز گروهی را به بند می‏كشد و بر گُرده آنان سوار می‏شود

سهم‏خواهی شیطان

"شیطان در برابر ذات اقدس الهی استكبار ورزید؛ سپس در صدد تقسیم بندگان برآمد و در نتیجه گروهی بنده خدا و عده‏ای بنده او شدند؛ یعنی خودش را شریك خدا قرار داد و در حوزه ربوبیت الهی درآمد، از این رو گفت: (لأتَّخِذَنَّ مِن عِبادِكَ نَصیباً مَفروضا). البته شیطان مدّعی قدرت فی الجمله مستقل در بندگان خداست؛ یعنی:

 1. وجود خداوند را انكار ندارد.

 2. قدرت الهی را در جهان قبول دارد.

 3. برای خود سهمی از اقتدار در بخش اضلال و گمراه كردن قائل است.

 4. هرگز همانند فرعون نگفت و نمی‏گوید: (ماعَلِمتُ لَكُم مِن إلهٍ غَیری)[4] و (أنا رَبُّكُمُ الأعلی)[5] هرچند در خصوص تدبیر مردمی باشد.

 5. آنچه را سهم خود قرار داد، همچنان تحت تدبیر پروردگار باقی‏اند، چون بندگان او هستند.

به هر روی ابلیس بنده‏ای فرمانبر می‏طلبد، بدین جهت صریحاً به خدا می‏گوید كه از بندگان او سهمی جداشده می‏برد: (نَصیباً مَفروضا).البته شیطان به اغوای همگان طمع می‏ورزد؛ ولی به «مخلَصان» نفوذ ندارد و تنها از دیگران سهمی می‏برد، چون گروهی عبد محض و خالص و بعضی برده مُكاتَب یا عبد مدبّر شیطان و برخی برده‏ای هستند كه نیمی از آنان آزاد شده است. شیطان به هر اندازه كه بتواند بندگان خدا را به عبودیت خود می‏كشاند و ولی آنان می‏گردد و به آن‏ها خسارت می‏زند: (والَّذینَ كَفَرُوا أولِیاۆُهُمُ الطّاغوتُ یُخرِجونَهُم مِنَ النُّورِ إلی الظُّلُمات).[7] وی بندگان خدا را احتناك می‏كند: (قالَ أرَأیتَكَ هذا الَّذی كَرَّمتَ عَلَی لَئِن أخَّرتَنِ إلی یَومِ القِیامَةِ لأحتَنِكَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إلاّقَلیلا)[8] یعنی همان‏گونه كه سواركارِ مسلّط، افسار را در حَنَك اسب می‏گذارد، در نتیجه آن را در اختیار خود می‏گیرد و به هر جا و هرگونه بخواهد اسب را می‏راند، شیطان نیز گروهی را به بند می‏كشد و بر گُرده آنان سوار می‏شود، چنان‏كه نمی‏توانند به راه دیگری بروند، در نتیجه توبه برای آن‏ها ناشدنی یا سخت می‏شود، هرچند در پی آن باشند. هر كه را شیطان افسار زند، به فرمان او (شیطان) حركت می‏كند".[9]

گفتنی است كه مراد از «عباد»، بندگان تكوینی است كه جامع عباد تشریعی و غیرتشریعی است، نه خصوص بندگان تشریعی، از این‏رو موحّد و مۆمن نیز گاه به دام شیطان می‏افتند، پس (عِبادِك) به جامع بندگان (موحدان و ملحدان) نظر دارد كه همگی از نظر تكوین آفریده‏های خدایند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

Get Flash Code

افسران جنگ سایبری